تبلیغات

http://minochat.org

عشــــــــــــق برا زندگــــــــــــی - تا همیشه






عشــــــــــــق برا زندگــــــــــــی

دیروز,

هنگام شکوفه,

کنار رود روان,

زیر سایه ی بید,ا آواز قناری,

نامت را در اعماق ذهنم مرور کردم.

و چه زیبا بودنامی که تا هفت بام بالاتر از لانه ابرها آشنا بود.

امروز,

هنگام نسترن,

کنار آبشار مهتاب,

زیر نور ماه با آواز جیرجیرک,نیازی به مرور نامی که حرارتش نفس هایم را گرم می کرد,نبود.

زیرا,

از دیروز تا فردا,

فهمیدم که هوای عشقم هرگز برایت بارانی نخواهد شد,

خورشید کم...

پس,

تا میتوانی در آسمان قلبم بدرخش...


نوشته شده در جمعه 31 شهریور 1391 ساعت 11:59 ق.ظ توسط ســــــــــــارا عشقی یه شاخه گل به من بده | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت