تبلیغات

http://minochat.org

عشــــــــــــق برا زندگــــــــــــی - درد و دل






عشــــــــــــق برا زندگــــــــــــی

نه دیگه نمیتونم...من با تو نمی مونم... نه دیگه نمی خوام نه.......
امشب به یاد تو تنها نشستم کنار قاب عکست دستات تو دستم فردا به یاد من عشقی

نمی مونه

 

قلبی از چشمهام ازم یادی نمی کنه!

 

اگه داغی توی سینه ام هست بدون اشکهای روی گونم پس واسه این هر شب می بارم میگم

 

مردم ولی بیدارم..

 

بیمارتم بیرون رو نگاه می کنم اگه ببینمت دوباره صدات میکنم با این که بیزارم ازت هنوزم

 

عشقمی تو آرزومه یه بار مثل من بشکنی تو از تو گله نیست من کمی شکایت دارم از درس

 

عشقم واست حکایت دارم من رضایت دادم به بود و نبودت باورش سخته قلبت با من بود و

 

نبودش پس میرم تا یاد بدم شیطان بودی نگو تو سختی ها همرامی کی باهام بودی؟

 

ای کاش بودی منو درک میکردی

 

چرا فکر میکردم تو با همه فرق می کردی

 

رو ورق زدم عشقت رو باطله سوخت از تو برای من چی جز خاطره

 

موند؟

ولی صادقانه بگم که قلب منو شکوندی تو ندونستی قدر منو...

 

با صدات آروم میشدم

 

با غمت داغون میشدم

 

یه شب پیشم نبودی

 

بی سر و سامون میشدم
اما رفتی و نگفتی خاطراتمون چی میشه یه ندا هم ندادی میری واسه همیشه

واست فرقی نمیکرد
 
که من بی تو میمیرم واست دیوونه می شم به این دنیا اسیرم

خیلی ساده تو این بار

من رو
تنها گذاشتی رفتی و ندیدی رو قلبم پا گذاشتی.

 اگه داغی توی سینه ام هست بدون اشکهای روی گونم پس واسه این هر شب می بارم میگم

مردم ولی بیدارم..


نوشته شده در جمعه 10 آذر 1391 ساعت 10:53 ب.ظ توسط ســــــــــــارا عشقی نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت